درسنامه آموزشی دین و زندگی (1) کلاس دهم انسانی
درس 3: به سوی جاودانگی
جلسه اول
پیام آیات (صفحهٔ 24 کتاب درسی)
آیا میتوان پیامهای زیر را از این آیات به دست آورد؟ آن قسمتهایی از ترجمه را که گویای این پیامها هستند، کنار آنها بنویسید.
1- زندگی این جهان یک زندگی موقّتی است.
2- زندگی دیگری وجود دارد که نتیجهٔ زندگی دنیاست.
3- انسان نابود نمیشود و همواره در سرای دیگر به زندگی ادامه میدهد.
4- مؤمنان نیکوکار نگاه بهشتی به مرگ دارند و مراقب رفتار خود هستند.
دو نگاه و دو اعتقاد نسبت به آیندهٔ انسان
دربارهٔ آیندهٔ انسان پس از مرگ، دو نگاه وجود دارد:
- نگاه اوّل: مرگ، معبری برای ورود به حیات جدید
- نگاه دوم: پایان پذیری زندگی انسان با مرگ
در ادامه به توضیح هر یک از این دو نگاه می پردازیم:
نگاه اوّل: مرگ، معبری برای ورود به حیات جدید
پیامبران الهی و پیروان آنان مرگ را پایان بخش دفتر زندگی نمیپندارند؛ بلکه آن را غروبی برای جسم و تن انسان و طلوعی درخشانتر برای روح انسان میشمارند. آنان مرگ را پلی به حساب میآورند که آدمی را از یک مرحلهٔ هستی (دنیا) به مرحلهٔ دیگر هستی (آخرت) منتقل میکند. در این دیدگاه، دنیا تنها بخش کوچکی از زندگی انسان است و زندگی واقعی و ابدی وی پس از دنیا آغاز میشود.
رسول خدا (ص) در این باره میفرماید:
شما انسانها برای نابودی و فنا خلق نشدهاید، بلکه برای بقا آفریده شدهاید و با مرگ تنها از جهانی به جهان دیگر، منتقل میشوید.
وقتی از ایشان پرسیدند: باهوشترین مؤمنان چه کسانی هستند؟ در پاسخ فرمود:
آنان که فراوان به یاد مرگاند و بهتر از دیگران خود را برای آن آماده میکنند.
در این دیدگاه، زندگی دنیوی نسبت با زندگی آخرت، همچون خوابی کوتاه و گذراست و زندگی حقیقی در جهان دیگر آغاز میشود؛ به همین جهت پیامبر (ص) میفرماید:
اَلنّاسُ نِیامٌ، فَاِذا ماتوا، اِنتَبَهوا
مردم [در این دنیا] در خوابند، هنگامی که بمیرند، بیدار میشوند.
آثار و نتایج نگاه اول
1- اولین نتیجهٔ این اعتقاد، بیرون آمدن زندگی از بنبستِ زودگذر بودن عمر و بازشدن پنجرۀ جاودانگی است؛ زیرا انسان به دنبال جاودانگی است و نابودی را نمیخواهد و اعتقاد به آخرت به معنای قبول زندگی جاودانه و همیشگی است. انسان، پس از رسیدن به این اعتقاد میداند که هیچ یک از کارهای نیک وی عبث و باطل نبوده و بیپاداش نمیماند. هر خدمتی را که به محرومی میکند، هر غمگینی را که شاد میسازد و هر باری را که از دوش انسانی برمیدارد، در پیشگاه خداوند دارای اجر و مزد است. حتی اگر در کاری موفق نشود و یا در برابر کارهایش تقدیر و تشکری از سوی دیگران صورت نگیرد، ناامید و دلسرد نمیشود، زیرا میداند که خداوند او و تلاشهایش را میبیند و نیز اطمینان دارد که اگر در این مسیر ظلمی به او بشود و نتواند داد خود را از ظالمان بستاند، قطعاً در آخرت خداوند حق او را از ظالمان خواهد گرفت.
2- دومین اثر اعتقاد به آخرت نهراسیدن از مرگ است. آنان که واقعاً به آخرت ایمان دارند و از صمیم قلب به آن معتقدند، ترسی از مرگ ندارند و از این رو، همواره آمادهٔ فداکاری در راه خدا هستند. خداپرستان حقیقی گرچه در دنیا زندگی میکنند و زیبا هم زندگی میکنند؛ اما به آن دل نمیسپرند. آنان معتقدند که مرگ برای کسانی ناگوار و هولناک است که زندگی را محدود به دنیا میبینند یا با کولهباری از گناه از دنیا میروند. خداپرستان و معتقدان به آخرت، در عین حال که از آخرت نمیترسند، از خداوند عمر طولانی طلب میکنند تا بتوانند در این جهان با تلاش در راه خدا و خدمت به انسانها، زمینهٔ رشد خود را فراهم آورند و با اندوختهای کاملتر به ملاقات خدا بروند و به درجات برتر بهشت نائل شوند.
از طرف دیگر، همین عامل سبب میشود که دفاع از حق و مظلوم و فداکاری در راه خدا برای آنان آسانتر شود و شجاعتشان به مرحلهٔ عالی برسد و آنگاه که حیات این دنیا چیزی جز ننگ و ذلت نباشد، و فداکاری در راه خدا ضرورت پیدا کند، آنان به استقبال شهادت بروند و با شهادت خود راه آزادی انسانها را هموار کنند؛ از این رو، آنگاه که امام حسین در دوراهی ذلت و شهادت قرار گرفت، شهادت را برگزید و فرمود:
من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ظالمان را جز ننگ و خواری نمیبینم.
و خطاب به یاران خود نیز فرمود:
مرگ چیزی نیست مگر پلی که شما را از ساحل سختیها به ساحل سعادت و کرامت و بهشتهای پهناور و نعمتهای جاوید عبور میدهد. پس کدامیک از شما کراهت دارد که از زندان به قصر منتقل شود؟
3- سومین اثر این اعتقاد، راه و گذرگاه دیدنِ دنیاست، نه منزلگاه و محل اقامت. معتقدان حقیقی به آخرت، با این نگاه به دنیا، رفتارشان، مانند رفتار انسانی است که مثلاً قصد رفتن و مهاجرت کردن به مشهد را دارد و میخواهد در آن شهر اقامت کند. البته ناچار است مسیر راه تا مشهد را هم بپیماید. تمام نگاه چنین کسی آن است که سالم به مشهد برسد و آنچه را برای مشهد نیاز دارد، با خود بیاورد و فقط آنقدر در مسیر هزینه کند که بتواند با موفقیت وارد مشهد شود. چنین انسانی سرگرم مسیر نمیشود، بیش از حد برای آن هزینه نمیکند و عمر و زمان خود را صرف اموری که هیچ فایدهای برای آیندهٔ او ندارد، نمینماید. به عبارت دیگر: فریب مسیر را نمیخورد و جای سرمنزل و مقصد قرارش نمیدهد. این کاهش دلبستگی به مسیر موجب میشود در برابر سختیهای راه از تابآوری بالاتری برخوردار شود.
تطبیق (صفحهٔ 27 کتاب درسی)
به آیات اوّل درس مراجعه کنید و ببینید کدام آیه بر این نگاه به دنیا دلالت میکند؟ عبارتهایی از ترجمهٔ آیه را نیز انتخاب کنید.
جلسه دوم
نگاه دوم: پایان پذیری زندگی انسان با مرگ
گروهی از مردم نیز هستند که زندگی پس از مرگ را انکار میکنند و معتقدند که با فرارسیدن مرگ پروندهٔ حیات انسان به کلی بسته میشود. اجزای بدن وی نیز به خاک برمیگردد و مسیر متلاشی شدن را میپیماید و چیزی از انسان باقی نمیماند. از نظر اینان، انسانهای ظالم و مظلوم، تنبل و تلاشگر، خودخواه و نوع دوست، مستبد و آزاده، استعمارگر و استعمارشده، همه در هنگام مرگ با یکدیگر مساویاند و جملگی راه فنا میپیمایند و جز استخوانهایی پوسیده و اندامی به خاک تبدیل شده، چیزی از آنها باقی نمیماند. فقط تا مدتی خاطرهای از آنها در اذهان خویشان یا همشهریان و برخی دیگر از انسانها، به نیکی و یا به بدی، وجود دارد که آن هم اندک اندک فراموش میشود و از خاطرهها محو میگردد.
تفکر در آیات (صفحهٔ 29 کتاب درسی)
در ترجمهٔ آیات قبل تفکر کنید و به سؤال زیر پاسخ دهید:
کسانی که به آخرت اعتقادی ندارند، در پاسخ به پیامبران چه میگویند و چه رفتاری از خود بروز میدهند؟ به حداقل چهار نکته اشاره کنید.
آثار و نتایج نگاه دوم
1- از مهمترین پیامدهای این نگاه، آن هم برای انسانی که در درون خود بینهایت طلبی را حس میکند و میل به جاودانگی در او قوی است، هراس از مرگ و ترس از فنا و نیستی است.به همین جهت اینگونه افراد میکوشند دربارهٔ مرگ فکر نکنند و یاد این حادثهٔ عظیم را از خاطره خود ببرند. اینان به هر کسی هم که دربارهٔ مرگ صحبت کند و سبب شود که یاد مرگ برایشان زنده شود، اعتراض میکنند و میکوشند که از این قبیل صحبتها دور بمانند.
2- گروهی از این افراد نیز هستند که نمیتوانند فکر مرگ را از ذهن خود خارج کرده و تلخی نابود شدن را از یاد ببرند. در نتیجه، همین زندگی چند روزه را هم که معمولاً همراه با مشکلات و ناملایمات است، بیارزش میبینند و شادابی خود را از دست میدهند و گرفتار یأس و ناامیدی میشوند. گاهی این ناامیدی و یأس و تاریک و مبهم دیدن آینده، آنها را به کناره گیری از جمع و بیماریهای روحی و روآوردن به تسکینهای موقتی و زودگذر میکشاند و در سرگردانی بیشتر فرو میبرد.
3- پیامد این نگاه برای برخی از افراد احساس آزادی و رهایی از هر قید و محدودیت اخلاقی و انسانی است. این دسته از افراد که احساس میکنند در برابر خدا مسئول نیستند و هیچ نظارتی بر کار آنان نیست، انجام هر عملی را که برای آنها لذت بخش باشد، برای خود مباح دانسته و به آن عمل مبادرت میورزند.
نکته: در این میان کسانی نیز هستند که به لحاظ فکری و استدلالی، آخرت را قبول دارند، امّا این قبول ذهنی به ایمان و باور قلبی آنها تبدیل نشده است. این افراد، با اینکه میدانند آخرتی هست، چون قلباً پایبند این فکر خود نیستند، در بسیاری از موارد متناسب با این نگاه و فکر خود عمل نمیکنند و مرتکب کارهایی میشوند که به ضرر آخرت آنها میباشد. اینان اگر به این رفتار خود ادامه دهند، کارشان به جایی خواهد رسید که آخرت را از یاد ببرند و مانند گروهِ سوم به گناهان بزرگ و کوچک آلوده شوند.
تفکر در آیات (صفحهٔ 30 کتاب درسی)
به ترجمهٔ آیات این جلسه مراجعه کنید و به سؤال زیر پاسخ دهید.
چه سرنوشتی در انتظار منکرین آخرت است؟ این سرنوشت نتیجهٔ چیست؟
اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 32 کتاب درسی)
1- آیا گروهی که راه بیتوجهی و غفلت از مرگ را پیش میگیرند، شیوهٔ درستی را انتخاب کردهاند؟ چرا؟
خیر با بررسی این سؤال آنان بیشتر متوجه میشوند که نباید از آنچه واقعی است و حتماً اتفاق خواهد افتاد، فرار کرد. زیرا فرار از آن معنا ندارد، فرار از مرگ، در اصل به سوی آن رفتن است. این غفلت و فراموشی آنها از مرگ، اصل مطلب که همان حقیقت مرگ است را تغییر نخواهد داد و در وقت مواجه با مرگ باعث میشود که زیان ببیند. آن هم یک زیان دایمی که قابل جبران نیست.
2- با دقت در جریانات و اتفاقات پیرامون خود، برخی از اعمال و رفتارهایی که ناشی از فراموشی و غفلت از آخرت است را بیان کنید.
1- توجّه به امور دنیوی مانند کسب ثروت، مقام و شهرت به هر وسیلهای که امکان داشته باشد. 2- توجّه به مشکلات و گرفتاریهای دنیوی که زود گذر هستند. 3- عدم آگاهی نسبت به هدف خلقت و توجّه به اهداف مادّی که باید در دنیا محقق شود.
3- چرا برخی از کسانی که آخرت را قبول دارند، بازهم گناه میکنند؟
این قبول داشتن به ایمان و باور قلبی تبدیل نشده است، این افراد به دلیل فرو رفتن در هوسها، دنیا را معبود و هدف خود قرار میدهند و از یاد آخرت غافل میشوند و از اینرو، زندگی و رفتار آنان به گونهای است که تفاوتی با منکران ندارند.
4- آیا توجه به آخرت، لزوماً بیتوجهی به دنیا و عقب ماندگی در زندگی دنیایی را در پی دارد؟
خیر. نه تنها سبب عقبماندگی نیست بلکه موجب تصحیح زندگی و در پیش گرفتن اخلاق الهی است. انسان از مادیات برای رسیدن به کمال استفاده میکند و خود را برای آخرت مهیا میسازد اما دل بستن به دنیا ارتباط معنوی با خدا را قطع میکند.